
به گزارش صبح الوند، در جلسه شورای اداری کانون پرورش فکری استان که با حضور کارکنان ستادی و مربیان استان در محل سالن جلسات برگزار شد، معاونت اداری و مالی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان معرفی و سید حسین رضوی نیا عهده دار این مسوولیت شد.
سید محمد رضا جوادی مدیر کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان همدان در ابلاغ معاون جدید اداری ومالی آورده است:
امید است با تلاش و مساعی مستمر در خصوص چابکسازی، تسریع و هماهنگی بیش از پیش در بین ارکان مجموعه و تعامل با سایر واحدها موجبات ارتقاء سازمانی و افزایش بهره وری را فراهم آورید.
گفتنی است سید حسین رضوی نیا متولد سال 1348 از شهر همدان و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی روانشناسی است.
وی دارای 24 سال سابقه فعالیت در بخشهای مختلفی همچون روابط عمومی، حسابداری، امور پرسنلی و مسئول کارگزینی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان همدان است.



به گزارش صبح الوند،







به گزارش صبح الوند، هیأتهای عزادار در قالب دستههای سینهزنی و زنجیرزن با چشمانی گریان و حسین، حسین گویان، به طرف حرم شاهزاده حسین (ع) عموی گرامی حضرت مهدی (عج)، حرم مطهر امامزاده عبدالله(ع) و دیگر اماكن مقدس حركت كرده و با اجتماع در این اماكن مقدس و همچنین میدان مرکزی شهر همدان به سوگواری پرداختند.

















به گزارش صبح الوند، دوستداران امام حسین (ع) و 72 یار باوفایش در دارالمجاهدین همدان از نخستین ساعات صبح روز سوم عاشورا با راه اندازی هیأتهای عزاداری در خیابانهای سطح شهر همدان به سینهزنی و زنجیرزنی پرداختند.
سوگواران همدانی با برافراشتن بیرقهای سیاه و برپایی خیمههای نمادین صحنههای غمبار و حزنانگیز روز سوم عاشورا را یک بار دیگر به تصویر کشیدند.
هیأتهای عزادار در قالب دستههای سینهزنی و زنجیرزن با چشمانی گریان و حسین، حسین گویان، به طرف حرم شاهزاده حسین (ع) عموی گرامی حضرت مهدی (عج)، حرم مطهر امامزاده عبدالله(ع) و دیگر اماكن مقدس حركت كرده و با اجتماع در این اماكن مقدس و همچنین میدان مرکزی شهر همدام به سوگواری پرداختند.
پرچمهای سیاه و بیرقهای سبز و سرخ در همدان به اهتزاز درآمد و در كنار آن نیز عبور دستههای عزاداری كه با حضور گسترده مردم بویژه جوانان و نوجوانان همراه بود، حال و هوای حسینی را در این شهر چند برابر كرده بود.
عاشقان حضرت امام حسین(ع) در این روز بار دیگر با فریادهای "یا حسین(ع) و یاعباس(ع)"، عشق و ارادت خالصانه خود را به خاندان عصمت و طهارت(عليهمالسلام) ابراز کردند.
مردم دیندار همدان به یاد شجاعت و فداکاری حضرت سیدالشهدا(ع)، حضرت ابوالفضل العباس(ع) و دیگر اهل بیت و اصحاب آن حضرت در دشت کربلا، بار دیگر درس ایثار و از خود گذشتگی در راه دین خدا را مرور کردند و عبودیت و بندگی و امر به معروف و نهی از منکر و عشق به نماز را از مکتب آن امام همام آموختند.

به گزارش صبح الوند، همزمان با ایام محرم معرفی نمایشگاه وقایع تاسوعا و عاشورای حسینی در مرکز فرهنگی، هنری مریانج با تشکیل غرفه ماکت مربوط به اتفاقات روز تاسوعا وشهادت حضرت عباس(ع)، صبح عاشورا و شهادت حضرت علی اصغر، شهادت امام حسین(ع) ویارانش و بازگشت اسب زخمی امام به خیمه ها دایر می باشد.
در قسمت دیگری از این نمایشگاه به واقعه اسارت بردن زنان و کودکان کاروان امام حسین(ع)، خرابههای شام، درد دل حضرت رقیه(س) با سر بریده پدر گرامیشان، معرفی کتاب، کاردستی، معرفی شخصیت شهدای کربلا و نقاشی با این موضوع پرداخته است.
سمیه یار محمدی مربی مسوول مرکز مریانج هدف از اجرای این فعالیت را توسعه و ترویج فرهنگ عاشورایی، شناخت بیشتر شخصیت های کربلا و سرزمین و آشنایی بیشتر کودکان و نوجوانان با وقایع این ایام عنوان کرد.
گفتنی است این نمایشگاه تا پایان ماه محرم در شیفت کاری مرکز واقع در مریانج، انتهای خیابان مدنی، روبروی حسینیه، مرکز فرهنگی کانون پرورش فکری برای بازدید علاقمندان باز است.






به گزارش صبح الوند، صادق تمهیدی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ما، ضمن تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و گرامیداشت یاد و خاطره سردار سرلشگر شهید حاج حسین همدانی و دیگر شهدای همدانی مدافع حرم حضرت زینب (س) اظهار داشت: شهادت صفتی از حیات معقول است و شهدا راه سختی را برای رسیدن به آن طی و خانواده های آنها نیز سختیهای زیادی را در این راه تحمل کردند.
وی گفت: شهدا بدانند که نسل جدید و جوان کشور در عصر مدرن راه آنها را ادامه خواهند داد.
تمهیدی اظهار کرد: این مسیر پر تلاطم با حمایت، هدایت، نظارت و راهنمایی نایب بر حق مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ولی فقیه زمان حضرت امام آيتالله العظمی سيدعلی خامنهای (مدظلهالعالی) طی خواهد شد و این راه مانند مسیری که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش در 14 قرن پیش پیمودند گم نمی شود و راه این شهدا ادامه خواهد داشت.
وی با اشاره و به خاکسپاری پنج شهید گمنام دفاع مقدس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان افزود: به لطف خداوند متعال امسال هفتمین یادوراه این شهدای عزیز با سخنرانی سردار احمد وحیدی وزیر سابق دفاع و مداحی مداحان اهل بیت(علیهم السلام) در مسجد دانشگاه برگزار خواهد شد.
مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد همدان گفت: در این مراسم معنوی پیکرهای پاک و مطهر شهدای گمنام تازه تفحص شده نیز حضور خواهند داشت و مراسم وداع با این عزیزان هم برگزار خواهد شد.
وی اظهار کرد: این مراسم روز چهارشنبه ششم آبانماه 94 همزمان با نماز مغرب و عشاء برگزار می شود.



به گزارش صبح الوند به نقل از دفتر مقام معظم رهبری، دیدار قرار است بعد از اذان مغرب باشد، چیزی حول و حوش هفت و هشت شب. درست روبروی منزل شهید همدانی مسجد بزرگی است که شلوغیاش در این شبهای محرم میتواند کار را برای دیدار سخت کند. کافی است چند نفر از بچههای زبل هیئت مسجد بو ببرند که آقا قرار است بیایند اینجا تا کار بکلی از روند خودش خارج شود. به همین خاطر بچه های دفتر سعی میکنند خیلی دور و بر خانه و مسجد روبروی آن آفتابی نشوند. بعضی ها حتی نماز مغرب را هم میروند چند محله آنطرفتر میخوانند. با همه اینها چند جوان و نوجوان که انگار بوهایی برده اند یکجور خاصی به رفت و آمدها نگاه میکنند و چیزهایی درِ گوش هم پچ پچ میکنند!
اما وقتی وارد خانه میشویم تازه میفهمیم که مسأله فقط آن چند نوجوان زبل و کنجکاو بیرون نبوده است! با یک حساب سرانگشتی نزدیک پنجاه شصت نفر در خانه هستند! معلوم است که در این فاصله هر کس توانسته به یکی از اقوام خبر داده و او هم خود را رسانده است. یکی از مجریان شبکه خبر هم بین این افراد است. اصرار دارد که خبر نداشته و آمده به فامیلشان سر بزند. نسبتش را که میپرسم میگوید خانمش، دختر خاله ی همسر شهید است! جمعیت آنقدر هستند که توی پذیرایی جا نشدهاند. رفتهاند داخل اتاقها و سرک میکشند تا از فضای باز درها داخل پذیرایی را ببینند.
خلاصه جمعیت کمی سامان میگیرند و آقا وارد میشوند. آقا مینشینند. خانه شلوغ است. سر و صدای بچه های کوچک بلند است. آقا از جمعیت میخواهند که صلوات و فاتحهای بخوانند. خود آقا مفصل این کار را انجام میدهند و بعدش به جمعیت میگویند که جلو بیایند تا افرادی که داخل اتاقها هستند هم در پذیرایی جا بشوند! ما رو باش... نگران زیادی جمعیت بودیم!
جمعیت جابجا میشوند و دوباره همهمه میشود. آقا از جمعیت صلوات میگیرند.
خدا درجات شهید همدانی را عالی کند، با پیغمبر(ص) با سید الشهداء(ع) محشورشان کند، با رفقای شهیدش که قبل از او رفتند محشورش کند...
آقا با دعا برای شهید همدانی شروع میکنند و بعد از التماس دعاهای امثال شهید همدانی برای اینکه شهادت نصیبشان شود میگویند و یکدفعه چیزی میگویند که انتظارش را نداریم:
البته من دعا نمیکنم!
و بعد اضافه میکنند:
به این معنی که؛ میگویم ان شاء الله بعد از بیست سال، سی سال دیگر شهید شوید، میگویم ما با شما هنوز خیلی کار داریم. اما خب میروند در میدانهای خطر و به آرزویشان میرسند که بزرگترین سعادت است برای اینها.
آقا گریزی میزنند به روزهای قبول قطعنامه 598:
آن روزی که در سال 67 قطعنامه را اعلام کردیم – بنده خودم به عنوان رئیسجمهور اعلام کردم - خب گرم بودیم! امام دستور داده بود و اعلامیه داده بود و ما جلسه گرفته بودیم، آدم وقتی گرم است درست متوجه نمیشود، یک روزی که گذشت من یکدفعه ملتفت شدم که قضیه چیست؟ احساسی که من آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که یک جاده وسیعی بود؛ یک درِ بزرگی بهروی همه باز بود که افراد با میل خود میرفتند و از این در وارد میشدند؛ این در بسته شد، بقیه ماندند پشت این در... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچهها عملیات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت؛ [بعد از آن] تصور نمیشد که این در [شهادت]مفتوح بماند برای بندگان... اما عدهای از بندگان خالص خدا در این مدت به شهادت رسیدند؛ واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیاد... بهغیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند... ان شاء الله همه کسانی که آرزوی این وضعیت را دارند خدا به آنها این قابلیت را بدهد که به این فوز برسند...
آقا همسر شهید را خطاب قرار میدهند و از صبر و شکرگزاری او تجلیل می کنند و از سهیم بودن همسر در اجر مجاهدتهای شهید میگویند و اینکه البته باید این اجر را حفظ کرد؛ از اینکه این یک موهبت الهی است و انسان خودش باید موهبت الهی را حفظ کند.
همسر شهید تأیید میکند و آقا میگویند: «اگر شکر بازماندگان نمیبود این عنوان شهادت اینقدر در جامعه ما رونق و جلا نداشت. این صبرهاست که به شهادت درخشندگی میدهد و آن را بهصورت یک آرزو در جامعه در میاورد».
پسر بزرگ شهید که وهب نام دارد، شروع میکند به معرفی خانواده. شهید دو پسر دارد و دو دختر. نوهها معرفی میشوند و کوچکترینشان را - که دختر چهارماههای به نام هانیه است و دختر مهدی، پسر کوچکتر شهید است - میآورند تا آقا در گوشش اذان و اقامه بگویند.
موقع اذان و اقامه گفتنِ آقا، گویی هانیه در آغوش پدربزرگ جا خوش کرده! با محاسن آقا بازی میکند و حتی آنها را میکشد، دست روی لبهای آقا میکشد؛ آقا هم با لبخند مشغول اذان و اقامه خواندن هستند؛ تمام که میشود با خنده میگویند: «هر کار دلت خواست با ما کردی!»
جمعیت میخندند. مهدی – پدر هانیه - میگوید: «بابا خیلی این بچه را دوست داشت». آقا میگویند: «خدا ان شاء الله چند برابرشان کند».
آقا از سن شهید همدانی میپرسند. 65 ساله بوده است. همسر شهید به دیدار چند روز قبل از شهادت سردار همدانی با آقا اشاره میکند، میگوید: «حقش همین بود. من به بچهها گفتم. خدا رو شکر میکنیم که به آرزویش رسید.»
آقا میگویند: «اخلاص ایشان کار خودش را کرد. خدا اینجوریست، جواب اخلاص را زود میدهد. این تشییعی که اینجا شد، تشییعی که در همدان شد، این جواب اخلاص بود؛ خدا جواب اخلاص را در همین دنیا میدهد، این تازه در این دنیا بود. هیچ اطلاعیه و سفارشی نمیتواند این جمعیت را جمع کند. این مغناطیس که دلها را میکشد ناشی از اخلاص این مرد بود، اینها اسوهاند برای همه؛ نمونهاند؛ خب مردم هم قدرشناسی کردند، الحمدلله...»
آقا از احوال دخترهای شهید هم جویا میشوند. بعد استکان چای را بر میدارند و مشغول میشوند. در همین حین از شغل پسرها میپرسند. یکی کارمند بانک است و یکی پاسدار. آقا از برادرها و خواهرهای شهید میپرسند. برادر شهید که سه سال از او کوچکتر است در مجلس حضور دارد. شهید دو خواهر دارد که یکی از آنها بخاطر بیماری در مجلس نیست. پسر او از آقا چفیهشان را تبرکی میخواهد برای مادرش. آقا میگویند: «چه پسر عاقل زرنگی»! دوباره جمعیت میخندند.
پسر شهید خاطرهای از آخرین دیدار با پدر تعریف میکند. از اینکه قبل از رفتن، مادر تماس میگیرد با همه بچهها که پدر میگوید بیایید ببینمتان - پدر تازه چند روز بوده که آمده بوده و دوباره قصد رفتن داشته - دیروقت بوده و راه هم کمی دور. اما مادر دوباره زنگ میزند که پدر اصرار دارد حتما بیایید. بعد هم گفته بود که اگر شهید شدم حتما در همدان دفنم کنید.
آقا میگویند: «هر جای دیگر هم دفن میشد همینطور بود اما این نعمت و فرصتی بود که خدا به مردم همدان داد تا احساسات شهادت طلبانه و انقلابیشان را بروز دهند.»
پسر دیگر شهید خاطره ای تعریف میکند از محل دفن شهید. از اینکه پدر همیشه میگفت این بخش از گلزار شهدای همدان را خیلی دوست دارد. جایی کنار شهید حسن ترک؛ یک جای ساده و بدون تشریفات؛ مخلصانه.
آقا میگویند: «اینها الطاف خاص الهی است که شامل حال بعضیها میشود؛ بعضی هم نه. بعضیهایشان هم رفتند جنگ، چند سال هم در جنگ بودند، بعضی ها حتی مجروح هم شدند و خب این نعمت بزرگی بود که خدا به اینها داد، اما نتوانستند نگه دارند و در برخورد با حوادث گوناگون زندگی از دست دادند.»
یکی از پسرها به وصیتنامه شهید اشاره میکند که نوشته است خودتان را بدهکار انقلاب بدانید. آقا تایید میکنند و میگویند: «انقلاب ماها را زنده کرد؛ بروید خاطرات جوانهای اواخر انقلاب را بخوانید؛ امثال فریدون هویدا؛ سفیر بود در پاریس؛ یا فرد دیگری که قوم و خویش فلانکس بود رفته بود لندن سفیر شده بود؛ جاهای مهم دست اینها بود؛ خاطرات اینها را بخوانید؛ اینها چند صباح بعد میآمدند ایران و میشدند وزیر و نخستوزیر و حاکم بر سرنوشت مردم میشدند؛ اینها نه اینکه فقط بی دین بودند؛ خب گذشتگان اینها هم خیلیها بی دین بودند، اما بالاخره به یک سری چیزها اعتقاد داشتند؛ به سنتهای ایرانی، به خط فارسی و اینجور چیزها، به برخی امور ظاهری مذهبی مثل عزاداری؛ بالاخره قبول داشتند؛ اما اینها به هیچ چیز معتقد نبودند. یکسری آدم هرهری مذهب محض! ایران با این عظمت و ملت به این بزرگی، میافتاد دست اینها. اگر انقلاب نشده بود، اینگونه میشد؛ خدا اینها را تبدیل کرد به کسی مثل امام خمینی. حالا این انقلاب منت ندارد سر ما؟ اگر همه ملت ایران تا آخر عمرشان خدا را شکر کنند که گرفتار آنها نشدند و وضع عوض شد جا دارد؛ هر چه دربارهاش فداکاری کنند جا دارد.»
پسر دوباره به وصیتنامه پدر اشاره میکند که خدا را شکر کرده که در عصر خمینی زیسته است. آقا هم ادامه کلامش را با تأیید میگیرند و میگویند: «واقعاً همین است. ماها اگر شرح حال امام خمینی را در تاریخ میخواندیم، نصفش را باور نمیکردیم؛ از بس عظمت در زندگی و رفتار امام هست، اگر خودمان ندیده بودیم و بنا بود در تاریخ بخوانیم نصفش را باور نمیکردیم. من همین را یک وقتی به امام گفتم؛ گفتم "آقا اگر ما در تاریخ شرح حال کسی مثل شما را میخواندیم همینطور حسرت میخوردیم که چرا ما آدمهای اینجوری را ندیدیم؛ حالا خدا به ما این نعمت را داده داریم شما را از نزدیک میبینیمتان." این واقعاً نعمت بزرگیست برای ما. آدمهای بزرگی که در تاریخ بودند آدم دلش میخواست اینها را میدید مثلا علامه حلی، شیخ بهایی... امام از همه اینها بالاتر بود با آن کارهایی که کرده بود؛ اگر امام 200 سال قبل بود و آدم فقط شرح حالش را میخواند، پیش خود میگفت ای کاش این آدم را میدیدم. گفتم "حالا خداوند این نعمت را به ما داده، داریم شما را از نزدیک میبینیم، دستتان را میبوسیم، از شما میشنویم، با شما حرف میزنیم." واقعاً نعمت بزرگیست که خدای متعال به مردم ایران داد.»
آقا به رسم همه دیدارهایی که با خانواده شهدا دارند، در صفحه اول قرآنی یادگاری مینویسند و به همسر شهید میدهند. پسر شهید، قرآن دیگری میآورد و به آقا میدهد تا در آن هم چیزی بنویسند. این قرآن را سید حسن نصرالله 3 سال قبل به دختر کوچک شهید هدیه داده بوده و حالا آقا هم زیر متن سید حسن مینویسند: «رحمت و فضل الهی بر شما و بر سید عزیز نصر الله و بر شهید همدانی».
یک قاب عکس از شهید همدانی را هم میآورند تا آقا روی آن برای دختر بزرگ شهید یادگاری بنویسند. عکس را در حسینیهای و هنگام عزاداری گرفتهاند. آقا با ماژیک سفید روی پس زمینه مشکی عکس مینویسند: «رحمت و رضوان الهی بر شهید عزیز».
آقا میخواهند بروند. پسر کوچکتر شهید از آقا میخواهند که تحفهای به او بدهد. آقا انگشتری میدهند. پسر شهید خواهش میکند که خود آقا انگشتر را درون انگشش بیاندازد. مادر خانواده حتی اینجا هم حواسش هست که حق مادری را ادا کند. سریع میگوید: «پس آقا به پسر بزرگ و دامادمان هم لطف کنید». آقا با تبسم میگویند: «بله دیگر، وقتی میگوید پسر کوچک، پسر بزرگ هم توش هست!»
همهمه شده است. یکی از آقا میخواهد که برای جمعیت دعا کنند و آقا هم دعا میکنند. آقا میگویند «یا مولای» و از جا بلند میشوند. طی کردن فاصله چند متری تا درِ خروج چند دقیقهای طول میکشد. مردها خودشان را میرسانند و دست یا عبای آقا را میبوسند.
بیرون از خانه، کنجکاوی آن بچه های زبل کار خودش را کرده است و جمعیتی جمع شده اند. همه سیاهپوش. بچه هیئتی های پرشور صلوات میفرستند.
شب پنجم محرم است، شب عبدالله بن الحسن علیه السلام.
نویسنده: محمدرضا شهبازی

به گزارش صبح الوند، مردم همدان همزمان با شهادت چهارمین امام شیعیان امام زین العابدین(ع) و سومین روز شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین(ع) با برپایی مراسم عزاداری در نقاط مختلف شهر به سوگ می نشینند.
عاشقان عزادار حسینی و هیأتهای سوگوار و عزادار همدان در این روز با حضور در خیابان با سینه زنی و زنجیرزنی درغم فراق سید الشهدا(ع) و 72 تن از یاران باوفایش به عزاداری می پردازند.

در دارالمومنین و دارالمجاهدین همدان هر محله هیات عزاداری مخصوص به خود را دارد که اغلب نام آن محله قدیمی را بر روی هیات می گذارند.
هیات "شالبافان"، "جولان"، "امامزاده یحیی"، "نظر بیگ"، "زینبیه"، "بنه بازار"، "کاروان فرات"، "عباسیه جولان"، "محله حاجی"، "کبابیان" و... از جمله هیات های قدیمی و مهم شهر همدان است که هر یک با آداب و رسوم خاصی در شب های محرم در سوگ امام سوم شیعیان به عزاداری و سوگواری می پردازند.

عاشقان سید الشهدا (ع) در این روز در قالب هیات های زنجیر زن و سینه زن به خیابان ها آمده و در فراق سومین امام شیعیان جهان امام حسین (ع) اشک ماتم ریختند.
در سومین روز شهادت سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله حسین (ع) هیات های حسینی به ویژه هیات شالبافان (مکتب عاشورا)، جولان و امامزاده یحیی(ع) که مسوول برپایی این آیین باشکوه هستند آیین های خاص این روز را برپا می کنند.
سومین روز شهادت امام حسین (ع) یادآور روز دفن شهدای کربلا به دست طایفه بنی اسد است، که در این روز همه عاشقان این امام همام از جای جای همدان در میدان مرکز شهر گرد هم می آیند.

بر پایی نمادین خنچه عقد حضرت قاسم (ع) ،گهواره حضرت علی اصغر و پیکر سپیدپوش خون آلود بی سر اباعبدالله، صحنه سازی خرابه شام و خیمه های سوخته که حادثه کربلا را روایت می کند از جمله برنامه های مخصوص این روز در همدان است.

حرکت طایفه بنی اسد، صحنه سازی خرابه شام و خیمه های سوخته و صحنه دیر راهب و حرکت منظم آنها از خیابان های اصلی شهر که تا اذان ظهر ادامه دارد از آداب و رسوم خاص مردم همدان است.
آوردن شتر به همدان در سومین روز شهادت امام حسین (ع) و تزیین شترها و به تصویر کشیدن صحنه اسرای دشت نینوا از دیگر آداب و رسوم مردم همدان در سومین روز از شهادت امام حسین (ع) در همدان است.

برگزاری مجالس روضه و عزاداری در منازل و پخت و توزیع حلیم ، شله زرد، نان، سبزی، ماست، پنیر، خرما و ترحلوا به نیت برآورده شدن حاجات از دیگر آداب و رسوم زنان همدانی در سومین روز از شهادت سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) است.
برگزاری مجالس روضه و عزاداری در منازل توزيع نان، سبزی، ماست، پنیر، خرما و ترحلوا به نیت برآورده شدن حاجات از دیگر آداب و رسوم زنان همدانی در این ایام است.

به گزارش صبح الوند، مردم همدان بعد از نماز مغرب و عشا در مساجد، حسینیه ها و تکایا، کوچه و خیابان با روشن کردن شمع،چراغ لاله و حلقه های ماتم در مسیرهای طولانی با حضرت زینب(س) و اهل بیت اباعبدالله حسین(ع) در شام غریبان همدردی کردند و اشک ماتم ریختند.
همدانی ها با برگزاری مراسم شام غریبان و مداحی نوحه سرایان و خاموش کردن چراغ ها و در تاریکی نشستن در این آخرین شب دهه اول محرم اوج اخلاص و محبت اهل بیت را به نمایش گذاشتند.






















به گزارش صبح الوند، سردار شهید حسین همدانی یکی از افرادی بود که در مجالس روضه این هیئت حضوری فعال داشت و آخرین محرم زندگی اش را نیز سال گذشته در این هیئت سپری کرده و حتی در روز عاشورا به مرثیه خوانی برای سید و سالار شهیدان پرداخت.
سردار سرلشگر پاسدار شهید حسین همدانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مدافعان حرم در طول سالهای گذشته که نقش تعیین کننده ای در حفظ و حراست حرم حضرت زینب (س) و کمک و تقویت جبهه مقاومت اسلامی در جنگ تروریستی سوریه داشت ، در حین انجام ماموریت های مستشاری در حومه شهر حلب به دست تروریستهای داعشی به شهادت رسید.



