
به گزارش صبح الوند، معاون راهداری ادارهکل راهداری و حمل و نقل جادهای استان همدان با بیان اینکه تمام محورهای شریانی استان باز است، گفت: نگران هستیم در ساعات آینده درگیر کولاک شویم.
جواد نگاهداری در گفتوگو با خبرنگارما، با تاکید بر اینکه تردد در محورهای استان فقط با زنجیرچرخ امکان پذیر است، اظهار کرد: سطح محورهای استان لغزنده است و از رانندگان درخواست داریم حتماً با زنجیرچرخ تردد کنند.
وی با بیان اینکه سراسر جاده های استان را برف فراگرفته است، تصریح کرد: از ساعت ۸ صبح روز گذشته بارش برف در تمام محورهای استان آغاز شده که از همان ساعات اولیه عملیات برف روبی و نمک پاشی در سطح جاده ها آغاز شد.
نگاهداری افزود: ۵۸۰۰ تن ماسه و نمک در محورهای استان پاشیده شده است و ۱۵ هزار و ۲۵۱ کیلومتر راه برف روبی شد.
این مقام مسئول با اشاره به اینکه ۲۵ محور روستایی استان مسدود است، گفت: به محض اینکه محورهای شریانی استان برف روبی شود، راه های روستایی نیز بازگشایی خواهد شد.
وی با بیان اینکه نگران کولاک در محورهای استان هستیم، اظهار کرد: با توجه به اینکه حجم زیادی از برف در اطراف محورهای استان وجود دارد در صورتیکه باد شدت بگیرد کولاک رخ داده و منجر به کاهش دید رانندگان و گیر کردن خودروها خواهد شد که بر این اساس از هلال احمر نیز درخواست کردیم نیروهای امدادیاش در محورهای استان حضور یابند.
نگاهداری با تأکید بر اینکه ۳۵ راهدارخانه استان برای اسکان اضطراری آماده سازی شده است، تصریح کرد: از روز گذشته تاکنون ۲۰۵ خودروی گرفتار در برف توسط نیروهای راهداری کمک رسانی شده است.

به گزارش صبح الوند، دوست دارید پیامرسانهای تولید ایران رو بهتون معرفی کنیم که کلی قابلیت دارن!
#آیا_میدانید این پیامرسانها، همون خدماتی که «واتسآپ، تلگرام و اینستاگرام» ارائه میده رو به ما میده
کیفیت خوب، سرعت در برقراری ارتباط، دارا بودن ویژگیهایی همچون تماس صوتی و تصویری، ایجاد صفحه شخصی و فضای نامحدود ابری، امکانات و مزایایی همچون کاهش ۵۰ درصدی هزینه اینترنت اپلیکیشن پیامرسان، قابلیت فروشگاههای مجازی، لایو و کلی ویژگیهای مهم که نیاز هست، اینها دارن.
بریم تو این لینک برای معرفی این پیامرسانها

به گزارش صبح الوند، عباس نجفی، در گفتوگو با خبرنگاران با اظهار اینکه متأسفانه در اغتشاشات اخیر رمزی که رسانههای بیگانه با آن افکار را هدایت میکردند حقوق زنان بود، عنوان کرد: علیرغم هشدارهای متعدد توسط مقام معظم رهبری در طی سالهای قبل و اخیرا،ً در خصوص تبیین جایگاه زنان و توجه دادن افکار عمومی به جایگاهی که آنان در کشورهای غربی دارند؛ شاید دستگاههای فرهنگی آن طور که باید و شاید به تکالیف خود عمل نکردند و از طرفی فضا رسانهای ما نتوانست به درستی واقعیت را تبیین کند و میتوان گفت در این موضوع نوعی شکست رسانهای برای رسانههای داخلی و فرهنگی بود که هشداری است تا توجه بیشتری به این موضوع شود.
وی در تشریح چند محور از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اخیر ایشان با بانوان فرهیخته کشور افزود: ایشان در این دیدار عنوان کردند «که موضع ما در قبال مدعیان ریا کار غربی موضع مطالبه است، موضع دفاع نیست» ما در ارتباط با حقوق زنان در موضع ضعف نیستیم بلکه مطالبهگر و مدعی هستیم زیرا براساس آنچه که در مبانی نظام اسلامی و قرآن کریم دیده شده زنان از بهترین جایگاه در اسلام برخوردارند.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان تأکید کرد: بر اساس بیانات مقام معظم رهبری ما نتوانستیم نگاه اسلام به زن را در تقابل با نگاه جامعه غربی به آنان را تبیین کنیم و این موضوع نیازمند آگاهی بخشی به زنان ما در گروههای مختلف مانند مدارس، دانشگاهها و فضای عمومی جامعه با استفاده از ظرفیتهای آموزشی و رسانهای است.
نجفی تصریح کرد: بنابر تأکید رهبر معظم انقلاب؛ موضع ما در حقوق زنان موضع دفاع نیست به این معنا که منتظر نیستیم کسی حملهای نماید و با توجیهات از آن دفاع کنیم بلکه موضع ما مطالبهگری است زیرا براین اعتقادیم که جامعترین حقوق برای زنان در نظام اسلامی دیده شده ولی متأسفانه دشمنان با افکار سیاسی و منحط خود تلاش دارند با استفاده از ظرفیتهای رسانهای حقایق را وارونه جلوه دهند.
وی با اشاره به بحث ضرورت تبیین جایگاه حقوق زن در نظام اسلامی توسط رسانهها توسط مقام معظم رهبری، عنوان کرد: این مسئله یک تکلیف بر همه اهل قلم و کسانی میز خطابه یا ابزار رسانهای دارند، است و میطلبد که با استفاده از منابع غنی فقهی و حقوقی جایگاه حقوق زن در نظام اسلامی تبیین شود تا در دام تبلیغات دروغین رسانههای غربی قرار نگیرند.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان بیان کرد: دیگر موضوع مورد تأکید ایشان «نگاه اسلام به جنسیت» است در آیات قرآن کریم همواره بحث تساوی حقوق زن و مرد مطرح شده و همیشه عبارتهایی مانند «مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی یا لمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ» و در حوزههای مختلف مسئولیت فردی، اجتماعی همیشه مرد و زن در کنار هم نقل شده است زیرا پیشبینی شده برخی به دنبال برداشتهای شخصی از آیات قرآن باشند.
نجفی ادامه داد: تساوی حقوق در نظام اسلامی بر اساس بیانات مقام معظم رهبری و مبانی دینی امری پذیرفته شده است اما تشابه حقوق آنان خیر؛ زیرا اقتضائات طبیعت وجودی انسان متفاوت است و براساس همین اقتضائات نوع مسئولیت آنها نیز با یکدیگر فرق میکند همانطور که حضرت علی(ع) فرمودهاند « إنَّ المَرأَهَ رَیحانَهٌ و لَیسَت بِقَهرَماَنهٍ؛ زن گل است و لطیف، نه کارگزار» در واقع نگاه اسلام به زن نگاهی ظریف و محبتآمیز است و با همین نگاه هم مسئولیتی از زن خواسته و برای او حقوقی مشخص مینماید.
وی افزود: بحث تشابه حقوق را رسانههای منحط غربی تبدیل به ابزاری برای پیش برد اهداف خود کردند، در تفکر و نگاه نظام غربی تساوی و تشابه حقوق زن یعنی او باید همان تکالیفی را انجام دهد که مردان انجام میدهند در حالی که این موضوع با اقتضائات طبیعت وجودی زنان سازگار نیست و این مسئله نوعی ظلم فاحش در حقوق زنان و باعث تضییع در واقع حقوق آنان میگردد.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان با اشاره به موضوع نگاه نظام سرمایهداری و نظام غربی بر زن، تشریح کرد: مطابق بیان رهبر معظم انقلاب، نگاه نظام سرمایهداری بر زن اولویت مرد بر زن است که برخلاف ادعای آنان مبنی بر تساوی حقوق زن و مرد است این همان مسئله موضع مطالبهگری جمهوری اسلامی است که میگوییم زن و مرد در حقوق خود تساوی هستند ولی نگاه غربی برعکس شعار خود، مرد را اولویت قرار داده است.
نجفی ادامه داد: بر اساس همین تفکر در کشورهای غربی و اروپایی به دو شکل به زنان ظلم شده و مورد تبعیض قائل میشوند اولین مورد به تعبیر رهبر انقلاب «استفاده از نیروی ارزان کار زنان است» به همین دلیل موضوع حضور زنان هم مانند مردان در کلیه وظایف و تکالیف اجتماعی را مطرح کردند تا بتوانند از نیروی زنان با دستمزد بسیار اندک برای همان کار یا حتی بهتر از آن را دریافت کنند و نظام سرمایهداری غربی نیز اهداف خود را به واسطه این شعار محقق کند در مورد دوم نیز نگاه آنان به زن، نگاه ابزاری است گاه در حوزه کار، گاه در حوزه سیاسی، گاه در حوزه اجتماعی و در نهایت زن را به عنوان یک ابزار تأمین امیال نفسانی مردان و به تعبیر رهبری « وسیله التذاذ مردان» تلقی میکنند که این نگاه بسیار تحقیرآمیز به زن است که اساساً با شأن وجودی و جایگاه ارزشی آنان هیچ سنخیتی ندارد.
وی بیان کرد: در نظام اسلامی بارها زن را به عنوان الگو نه تنها برای دیگر زنان بلکه برای مردان نیز قرار داده است و در خیلی از آیات شریفه قرآن کریم به بانوانی نظیر حضرت آسیه و حضرت مریم اشاره و آنان را الگوهای جامعه معرفی مینمایند در روایات بسیاری حضرت فاطمه زهرا(س) را سیده نساء العالمین معرفی کرده و یک شخصیت وجودی بسیار عالی و متعالی را برای ایشان تشریح مینماید همچنین در ایام معاصر نیز بانوان ارجمند بسیاری هستند که با مجاهدتهای خود منشأ تحولات و اتفاقات بزرگی در جامعه هستند بنابراین برخلاف تفکر نظام غربی در نظام اسلامی زن در بسیاری از موارد به عنوان الگو نظام بشریت قرار میگیرد.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان در ادامه سخنان خود مسئله حجاب در جریان اغتشاشات اخیر را مورد بررسی قرار داده و تأکید کرد: همانطور که مقام معظم رهبری نیز اشاره فرمودند رسانههای غربی در جریان اغتشاشات اخیر بحث حجاب را مستمسک قرار دادند و متأسفانه در طی چند ماه اخیر شبهاتی ایجاد کرده و حتی تعدادی از خواص بی بصیرت در داخل جامعه با سکوت خود یا با یکسری اظهارنظرهای غیر فنی یا تحت تأثیر القائات سیاسی و اجتماعی به این شبهات دامن زدندکه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود با بیان اینکه «حجاب یک واجب شرعی و از مسلمات دینی است» به این موضوع خاتمه دادند بر همین اساس و با توجه به ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی عدم رعایت حجاب را جرم تلقی و برای آن مجازات تعیین نموده است لذا ضابطین در مواجه با هنجارشکنان و ناقضان حقوق اجتماعی باید وفق مقررات برخورد و مراتب را به مراجع قضایی جهت برخورد متناسب اعلام نمایند.
نجفی افزود: بنابر این سخن رهبری در خصوص حجاب محل اختلاف، شهبه یا بحثی وجود ندارد مسئله حجاب هم بنا به اقتضائات شرعی هم بنا به اقتضائات عقلی مورد تأکید است در آیات متعدد قرآن در آیات تصریح به این موضوع شده است که نشان از اهمیت موضوع دارد همچنین در روایات متعدد از حضرت رسول اکرم(ص) گرفته تا ائمه معصومین (ع) بر این مهم تأکید کردهاند از نگاه عقلی نیز حجاب تا زمانی که در دایره فضای خصوصی اشخاص است بههیچوجه در نظام اسلامی بر آن تأکیدی وجود ندارد اتفاقاً تأکید شده در نظام خانواده زن و مرد محدودیتهای آنچنانی برای همدیگه ایجاد نکنند اما در فضای اجتماعی موضوع کاملاً متفاوت است نمیتوانیم بگوییم یک موضوع شخصی و مبتنی بر سلیقه شخصی است.
وی ادامه داد: در فضای اجتماعی به اقتضای قرار گرفتن در آن خیلی از محدودیتها را پذیرفته که این محدودیتها بر مبنای مصالح عقلی اجتماع است که همه باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند و از هم صیانت کند در موضوع حجاب نیز در فضای اجتماعی عدم رعایت آن بر اساس اقتضائات عقلی موجب به مفسده کشیدن جامعه و بیثباتی نظام خانواده و به تبع آن شکلگیری آسیبهای اجتماعی متعدد میشود طبعاً این موضوع نه تنها در نظام اسلامی بلکه در هیچ نظامی پذیرفته نیست به ویژه در نظم اسلامی که خانواده از بنیادیترین مسائل است و واقعاً ارزش و جایگاه خاصی برای زن به دیده شده است.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان ابراز کرد: در موضوع حجاب در ابتدا برای صیانت زن از خودش برای اینکه در معرض آسیب و هجوم نگاههای هرزه آلود و یا رفتارهای افراد خشنی که به تعبیر قرآن کریم در قلبهایشان امراض روحی-روانی وجود داره قرار نگیرد و در گام دوم برای که جامعه و خانواده صیانت شود این مسئله مطرح میشود افرادی که وضعیت نابهنجار در جامعه ظاهر میشوند حقوق دیگران را تضییع میکند که این موضوع به بنیاد خانوادهها آسیب زده و باعث بروز دهها آسیب دیگر در جامعه میشود بنابراین با توجه به اقتضاء شرعی و اقتضاء عقلی رعایت حجاب در نظام اسلامی امر مسلم و واجبی است.
نجفی ادامه داد: کشورهای اروپایی مدعی هستند که به واسطه حذف حساسیت بر روی حجاب مشکلی در جامعه خود ندارد در حالی که آمارها نشون می دهد بیشترین جنایات و تعرضات جنسی و مشکلات روحی-روانی در همین کشورها در حال وقوع است و به شدت بنیاد خانواده در آنجا سست و بسترساز اتفاقات متعددی در آن جوامع شده است
وی عنوان کرد: ما ابتدا باید در بین آحاد مردم حقوق و تکالیف زن در نظام اسلامی را تبیین کنیم که به واسطه آن بخشی از آسیبهای جامعه کاهش پیدا میکند همچنین باید بررسی شود که در بحث عمل، فضا سنتی و مدرن جامعه ما به چه شکل عمل میکند متأسفانه در فضای کنونی جامعه مانند خیلی از جوامع دیگر به واسطه هجمههای رسانهای و استحاله فرهنگی توسط جوامع غربی در برخی از اقشار رفتارهایی دیده میشود که از مصادیق تضییع حقوق زنان و ظلم در حق زنان است که آن را نفی نمیکنیم بلکه معتقد هستیم اگر هم مقام تئوری و هم در مقام عمل مبانی و نگاه فکری اسلامی را پیاده کنیم بسیار این تفکرات و آسیبها برطرف خواهد شد.
معاون قضایی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان همدان در پایان ابراز کرد: بنابراین مقام معظم رهبری تأکید میکنند باید برای جلوگیری از نقض حقوق زنان در برخی از خانوادهها و جامعه بررسی جامع صورت بگیرد تا قوانینی که لازم است تقنین یا اصلاح شوند همچنین در کنار آن مباحثی مانند جهاد تبیین را مطرح میکنند تا در سطح جامعه شاهد ارتقاء جایگاه فردی و اجتماعی زنان و ارزشهای والای انسانی آنها باشیم.
انتهای پیام/

به گزارش صبح الوند، سیدحمید تقویفر در ۲۰ فروردین ۱۳۳۸ در روستای «ابودِبِس» شهرستان کارون (کوت عبدالله) متولد شد. قبل از پیروزی انقلاب در برگزاری کلاس قرآن نقش داشت و در جلسات سخنرانی شیخ احمد کافی حضور پیدا میکرد و با فعالین انقلابی از جمله احمد دلفی برادران شمخانی و شیخ هادی کرمی ارتباط داشت. زمانی که برای تحصیلات دوره متوسطه به دبیرستان سعدی اهواز رفت با شهید اسماعیل دقایقی، محسن رضایی و علی شمخانی آشنا شد و به گروه «منصورون» پیوست و گام در راه مبارزه علیه رژیم طاغوتی پهلوی گذاشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید تقویفر از نیروهای تشکیل دهنده هسته اولیه آن در اهواز بود که با عضویت در این نهاد به انجام وظیفه پرداخت. از آغازین روزهای حمله رژیم بعثی عراق به ایران اسلامی، برای دفاع از میهن اسلامی به جبهههای نبرد شتافت.
سید نصرالله تقویفر، (پدر شهید) در سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به شهادت رسید و برادرش، سیدخسرو نیز در عملیات والفجر ۸ به خیل شهیدان پیوست. شهید تقویفر در جنگ بیشتر کارهای شناسایی را بر عهده داشت و بعدها در کنار شهید «حسن باقری» به جمعآوری اطلاعات میپرداخت. وی در جبهه سوسنگرد واحد اطلاعات و عملیات را تشکیل داد و مدتی فرماندهی قرارگاه رمضان را نیز بر عهده گرفت.
با پایان جنگ، شهید تقویفر فعالیت خویش را در سپاه قدس ادامه داد و سرانجام در سال ۱۳۹۰ از خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازنشسته شد.
وی پس از بازنشستگی زمان خود را به سه قسمت تقسیم کرد؛ به این نحو که: مدت یک ماه در عراق حضور داشت و برای تأسیس بسیج مردمی عراق) الحشد الشعبی) جهت مقابله با داعش به فعالیت مستشاری مشغول میشد؛ سپس به ایران باز میگشت و مدت دو هفته برای تبدیل خانه پدری (در زادگاهش روستای ابودبس خوزستان) به حسینیه و مرکز فرهنگی تلاش میکرد؛ و پس از این دو هفته به تهران مراجعت نموده و مدت بیست روز نزد خانواده میماند.
در زمانی که جریانهای تکفیری و وهابی، تروریستهای داعشی را سازماندهی کردند تا استانها و شهرهای غربی عراق ـ همچون موصل و الرمادی ـ را اشغال کنند و به بارگاه امامین عسکریین علیهماالسلام در شهر سامراء دست یابند وی به اتفاق نیروهای داوطلب مردمی به سمت جرف الصخر رفت و نسبت به آزادی این منطقه اقدام کرد؛ منطقهای که بعد از آزادسازی به نام "جرف النصر" معروف شده است. این آزادسازی، شهر مقدس کربلا را از تیررس موشکها و حملات داعش نجات داد. در عملیات سامراء که خمپارههای داعش در حرم مطهر امامین عسکریین فرود میآمد و سه روز طول کشید، با فرماندهی سردار تقویفر داعش مجبور به عقب نشینی شد و منطقه پاک سازی گردید.
در ۶ دی ماه۱۳۹۳پس از اقامه نماز ظهر عملیاتی به نام «محمد رسول الله» آغاز میشود و با تعدادی از نیروهای رزمنده برای یاری رساندن به همرزمانش پیشروی می کند و بعد از رشادت بسیار مورد اصابت گلوله تکتیرانداز داعشی قرار میگیرد و سرانجام در سامراء، به ارزوی دیرینهاش میرسد. پیکر مطهرش پس از انتقال به اهواز و تشییع باشکوه در شهر کارون در کنار پدر شهیدش به خاک سپرده شد.
آنچه در ادامه میخوانید، گفتگوی نسبتا مفصلی با سرکار خانم پروین مرادی، همسر بزرگوار شهید است که در چند قسمت تقدیمتان میشود.
[باید ۴۰۰ دختر ضدانقلاب را بازجویی میکردم!]
**: حاج حمید، حتی در بدترین شرایط هم کاری را که میدانست درست است انجام میداد.
همسر شهید: خیلی رقیقالقلب و با محبت بود. حتی وقتی تلویزیون هم صحنههایی از فلسطین را نشان میداد رویش را برمیگرداند و نگاه نمیکرد.
**: واقعا صحنههای دردناکی هستند.
همسر شهید: همیشه میگفتم حمید! ما این کار را بکنیم یک چیزی. اولاً زن هستیم، ثانیاً در صحنههای جنگ نبوده و این چیزها را ندیدهایم. تو چرا؟ تو که این چیزها را در جنگ دیدهای. میگفت ما داریم با کسی که دشمن خداست میجنگیم، ولی اینها یک عده مردم مظلوم، بدبخت و بیگناه هستند. هر کسی که این صحنهها را ببیند دلش آب میشود. خط قرمزش فقط خدا بود و هر دستوری که خدا بدهد. آخرین مسئولیت ایشان مسئولیت اطلاعات عملیات سپاه قدس بود. میگفت من فقط از خدا میترسم. هیچکسی نمیتواند به من زور بگوید. اطاعت و فرمانبرداری من فقط از خداست. اگر ببینم چیزی یا کسی دارد با خدا مقابله میکند، آن شخص هر کسی که میخواهد باشد، در مقابلش میایستم. خط قرمزش فقط خدا بود. نه میگفت طرف درجهدار یا حکومتی است یا منصبی دارد. اگر میدید خلاف امر خدا عمل میکند، در برابرش میایستاد.
**: از این ویژگی که با کسی درگیر شده باشد خاطرهای هم دارید؟ یک وقتی کاری از دست آدم برمیآید، یک وقتی هم برنمیآید. الان اتفاقی که در جامعه ما افتاده این است که همه نشستهاند و اعتراض میکنند. صدای وا اسفا بلند است که مملکت اینطور و آنطور است. اگر کاری از دستت برمیآید خب کاری بکن.
همسر شهید: اگر حاج حمید کاری از دستش برمیآمد حتماً انجام میداد. ایشان دوستانی داشتند که در طی زمان ریزش کردند و حساسیتی که نسبت به نظام و انقلاب داشتند کمتر شد. قضیه جنگ که پیش آمد حاج حمید در اطلاعات سپاه کار میکرد و من هم در بخش تبلیغات بودم.
دشمن به ۴۰ کیلومتری اهواز رسیده بود و مردم هر چه را که میتوانستند برداشتند و فرار کردند. در شهر بلبشوی عجیبی بود. زمانی که در کیانپارس اهواز مینشستیم دشمن انبار مهمات را زد و از صدایی که میآمد مردم فکر میکردند ارتش عراق پشت دروازه شهر است و بهشدت ترسیده بودند.
یادم هست خوابم برده بود که دیدم بعضیها حتی با زیرپوش و پایجامه دارند میدوند. قیامتی برپا شده بود. مردم فقط سعی میکردند خودشان را از مهلکه در ببرند و به جایی برسانند. از خانه بیرون آمدیم و به محلی در خیابان نادری (سلمان فارسی فعلی) رفتیم و شب را در منزل یکی از دوستانمان ماندیم و شب به اخبار بی. بی. سی و حمله صدام گوش دادیم. فردا صبحش به ستاد مقاومت بسیج رفتم. مسئول ستاد مقاومت خانم پروین داعیپور بود که بعدها همسر شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری) شد. تعدادی از خانمهای عضو سپاه مثل پری شریعتی، شریفه آلناصر، مهری عیسوی و... در آنجا بودند.
ستاد مقاومت نزدیک همان باغ معین و تبلیغات سپاه بود. رفتم و همان جا بودم. قبل از آن در خانه کیانپارس ما اتفاقاتی افتاده بودند. به خاطر همین حاج حمید به من گفته بود در ستاد مقاومت بمان و تنهایی به خانه نرو، چون خانه ما لو رفته است. در دوره انقلاب فرهنگی مدتی با حاج حمید در دادگاه انقلاب همکاری میکردم. اولین بار که حاج حمید از من خواست به کمکش بروم یک بار داشتم از خرید نان به خانه برمیگشتم که یک ماشین جلوی پایم نگه داشت. دیدم یکی از همکاران حاج حمید است. گفت خانم مرادی! سوار شوید تا شما را به دادگاه انقلاب برسانم. پرسیدم دادگاه انقلاب برای چه؟ گفت حاج حمید گفته است دنبالتان بیایم.
**: اهواز بودید؟
همسر شهید: بله، پرسیدم چرا؟ گفت یکسری افراد را بازداشت کردهایم و برای بازجویی از آنها نیروهایمان کم هستند و حاج حمید گفته است بیایم دنبال شما که بیایید و کمک کنید. گفتم من اصلاً کار سیاسی و این چیزها را بلد نیستم. کارم هنری است و اصلاً روحیهام به این چیزها نمیخورد. گفت باید بیایید و مسئله را با حاج حمید حل کنید.
هنوز نان در دستم بود. مرا سوار ماشین کرد و به دادگاه انقلاب برد. در آنجا حاج حمید را دیدم و گفت به کمکت نیاز هست. حدود ۴۰۰ نفر بازداشتی دختر داشتند. سازمان منافقین، چریکهای فدایی خلق، حزب توده، راه کارگر و... همه در دانشگاه اهواز دست به یکی کرده بودند که مقاومت کنند.
گمانم آن روزها به دانشگاه اهواز میگفتند سه گوش. گمانم طرفهای امانیه بود. من چون تازه ازدواج کرده بودم، خیلی مسیرهای اهواز را بلد نبودم و فقط شهرک خودمان را بلد بودم. اینها با مردم درگیر میشوند و سپاه میآید که از مردم دفاع کند، اینها با قلوه سنگ به سپاه حمله میکنند و تعداد زیادی از بچههای سپاه زخمی و مجروح میشوند. موقع بازجویی دیدیم جیبهایشان پر از قلوه سنگ است.
یادم هست خانم مرضیه اصفهانی همسر حاج صادق آهنگران هم در دادگاه انقلاب بودند و روحیه خیلی قوی و خوبی داشت. آن زمان حاکم شرع وقت اهواز آقای جنتی بودند. ایشان را انسان بسیار متشرع و حساسی دیدم که تا از چیزی کاملاً مطمئن نمیشد حکم نمیداد. هر سه چهار دختر در یک اتاق بودند و من حکم نگهبان را برایشان داشتم. کارم در این حد بود که برای ناهار و شام یا موقعی که میخواستند به دستشویی بروند همراهیشان میکردم. مسئولیت هر چند نفر از این زندانیها به عهده یکی از خواهران سپاه بود. بعد آمدند و به من گفتند آقای جنتی برای شما یک حکم نوشته است. دو سه روز میشد که حاج حمید را ندیده بودم. ایشان در دادگاه انقلاب آقایان مشغول بود و من در قسمت خانمها بودم.
[باید ۴۰۰ دختر ضدانقلاب را بازجویی میکردم!]
**: در این چند روز به خانه نرفتید؟
همسر شهید: نه، شبانهروز در دادگاه انقلاب بودیم. اوضاع خیلی به هم ریخته بود.
**: مربوط به چه زمانی است؟
همسر شهید: قبل از جنگ، سال ۱۳۵۸.
**: اوایل ازدواجتان هم بود. پانزده شانزده ساله بودید.
همسر شهید: بله، برای دختری حکمی نوشته شده بود و به من گفتند بروم و این حکم را اجرا کنم. به نظرم این کار خیلی سنگین آمد. من گفتم نمیتوانم این کار را انجام بدهم. خانم م. الف گفت چه اشکالی دارد؟ من هم این کار را انجام دادهام. وقتی اینها برادران سپاه را با سنگ زده و روبروی مردم ایستادهاند چه اشکالی دارد؟ حکم خداست و باید انجام شود. شاید از لحاظ سنی هم طوری بودم که به روحیهام نمیخورد. به هر حال هر چه که بود نپذیرفتم این کار را بکنم.
بعد به من گفتند آقای جنتی گفتهاند بیایید، با شما کار دارد. به اتاق آقای جنتی رفتم. ایشان پرسید چه شده است؟ گفتم نمیتوانم این حکم را اجرا کنم. به اسم کس دیگری بزنید. پرسید چرا؟ من که داشتم حرف میزدم انگار حاج حمید در همان اتاق بود، ولی من او را ندیده بودم و صدایم را شنید و گفت هر کاری که در راه خدا میزنی کلی برایت حسنه نوشته میشود. حاج حمید هر چه در مقابل آدمهای مظلوم و ستمدیده رقیقالقلب و رئوف بود، در مقابل کسانی که ظلم میکردند خیلی شجاع و محکم بود. من گفتم نمیتوانم. آقای جنتی خودش هم متوجه سن و سال من شد و گفت بسیار خوب، اشکال ندارد و حکم را برای یکی دیگر از بچههای سپاه نوشت که رفت و اجرا کرد، ولی من نتوانستم این کار را انجام بدهم.
**: من هم بودم نمیکردم.
همسر شهید: چند روزی در دادگاه انقلاب بودیم و کار کردیم. چون منطقه ما منطقهای بود که شرکت نفت آن را مرفه کرده بود، متأسفانه کمونیستها و ضد انقلابها زیاد بودند و خیلیها به طرف منافقین و کمونیستها رفتند. خانوادهای به اسم دخیلپور بودند. در دادگاه انقلاب خانمهای پاسدار کاملاً صورتهایشان را پوشانده بودند.
استخوان بینیام در بچگی از داخل شکسته و بعد که جوش خورد یک سمت بینیام کاملاً بسته بود. در بچگی همراه خانواده به کرمانشاه رفته بودیم. در آنجا از کوه بیستون پایین میآمدم و پایین کوه هم یک برکه آب بود. نمیدانم بیستون بود یا طاق بستان. موقع پایین آمدن آنقدر سرعت گرفتم که نتوانستم خودم را کنترل کنم. شاید کلاس سوم یا چهارم دبستان بودم. افتادم داخل برکه و با صورت خوردم به کف برکه و وقتی بالا آمدم صورتم غرق خون شده بود. به هر حال شکستگی درست درمان نشد. به همین دلیل درست نمیتوانستم نفس بکشم. الان هم همینطور است و نمیتوانم صورتم را زیر ملحفه یا پتو ببرم و نفسم بند میآید.
خلاصه همه خواهرها صورتهایشان را بسته بودند که شناسایی نشوند، ولی صورت من کاملاً باز بود. او مرا شناسایی کرد، چون هممحلهای خودمان بود. انگار رفت و به پدرم گفت دخترت جزو دژخیمهاست و یک بار به من سیلی زد. پدرم هم فهمیده بود دروغ میگوید و به او گفته بود دختر من اگر بخواهد به تو سیلی هم بزند که باید نردبام بگذارد. یک دختر سیه چرده با هیکلی درشت بود و من کاملاً ریزه میزه بودم. آن موقع خیلی هم لاغر و ریز جثه بودم.
به هر حال خانه کیانپارس ما لو رفته بود و ما شناسایی شده بودیم. در دادگاه انقلاب مردی نفوذی بود. داخل محوطه دادگاه انقلاب یک آبسردکن بود و من یک بار رفتم برای دخترها آب بیاورم. یادم هست یک بار آقای جنتی آمد داخل حیاط وضو بگیرد و دخترها و پسرها که متوجه حضورش شدند شروع کردند به هو کردن. میخواهم بگویم چنین وضعیتی بود. به هر حال این آقا میگفت من پاسدار هستم.
من آمدم آب ببرم برگشت و به من گفت: «سلام! شما هم اینجا کار میکنید؟ » گفتم: «بله. » گفت: «قیافهتان خیلی برایم آشناست. شما را جایی دیدهام. شما مرا نمیشناسید؟ » گفتم: «نه. » گفت: «من هم اینجا در دادگاه انقلاب کار میکنم. » جلوی دندانش یک حالت شکستگی داشت و در ذهنم ماند. وقتی صحبت کرد، شکستگی دندان بالای او را دیدم و یادم ماند. پرسید، «مرا نمیشناسی؟ » گفتم: «نه. » گفت: «آهان! شما خیلی شبیه دخترخاله من هستید. » چیزی نگفتم.
حدود یک هفته شاید هم بیشتر در دادگاه انقلاب ماندیم تا بازجوییها انجام و احکام صادر شدند. یک روز به من گفت اگر یک وقت خواستید استراحت کنید، من اینجا اتاق دارم. کلید اتاقم را میدهم. ما پاسدار شب هم میماندیم، چون تعداد دخترهای زندانی زیاد بود و این نگرانی وجود داشت که اینها فرار کنند.
آن موقع هم سپاه امکانات و اسلحه زیادی نداشت. یک شب من و مرضیه اصفهانی کشیک داده و هر دو خیلی خسته بودیم. صبح به او گفتم اگر میخواهی استراحت کنی چنین جایی هست. حاج حمید همیشه به ما سفارش میکرد وقتی میخواهید در جای غریبه بخوابید، اولاً در را قفل کنید و ثانیاً کلید را از داخل کج بگذارید. بعد هم آن را با نواری محکم به دستگیره در ببندید. دخترم همیشه میگوید مامان یادم هست هر وقت جایی میرفتیم به کلید در اتاق یک بند وصل بود. چرا این کار را میکردید؟ یادش مانده بود. حاج حمید میگفت کلید را که صاف توی قفل بگذاری، یک روزنامه را از زیر در رد میکنند و کلید را از سوراخ کلید با چیزی میدهند داخل و وقتی میافتد روی زمین، آن را با روزنامه بیرون میکشند. ما هم کلید را با بند به دستگیره در میبستیم و آن را داخل قفل کج میگذاشتیم. گاهی اوقات هم دیگر شورش را در میآوردیم و یک صندلی هم میگذاشتیم پشت دستگیره در. از این کارها زیاد میکردیم. بچههای اطلاعات حواسشان به همه چیز بود.
یادم هست آمدیم و خوابیدیم، چون تمام شب را بیدار بودیم و کشیک داده بودیم و بلافاصله خوابمان برد. صبح که آمدیم تا نماز ظهر خوابمان برد. او منتظر مانده بود خواب ما عمیق شود. تصورش را بکنید نفوذی تا چه حد! تا دادگاه انقلاب! دستگیره در تکان خورد و سعی کرد از بیرون در را باز کند، ولی ما همه احتیاطها را انجام داده بودیم. این در ذهنم ماند که چنین اتفاقی در دادگاه برایم افتاد. یک روز هم که داشتم از دادگاه انقلاب به خانه میرفتم، در اتوبوس چشمم به همان آقا افتاد. آن روزها در سپاه همدیگر را خواهر و برادر خطاب میکردند. پرسید، «خواهر مرادی! دارید میروید منزل؟ منزل شما در کیانپارس است؟ » دیدم سوار اتوبوس کیانپارس هستم و نمیتوانم به او دروغ بگویم. گفتم: «الان دارم به خانه یکی از بستگان میروم. » خانه ما در خیابان هفتم کیانپارس بود، ولی من در فلکه سوم که معمولاً میرفتم و نان میگرفتم پیاده شدم.
**: شما هم کار اطلاعاتی عملیاتی کردید.
همسر شهید: حاج حمید همیشه این چیزها را یادم میداد. پیاده شدم و به نانوایی رفتم. دوستی داشتم که خانهاش در همان کوچه نانوایی بود، چون معمولاً حاج حمید به مأموریت میرفت و من تنها بودم جرئت نکردم بروم خانه، در حالی که پاسدار شب و بسیار خسته بودم. ما مدام در دادگاه انقلاب بودیم و نمیدانم چه علتی داشت که آمدم خانه. رفتم به خانه دوستم و ظهر هم پیش او بودم. خیلی هم به من سخت گذشت، چون میخواستم بروم خانه دوش بگیرم، استراحت کنم و بعد برگردم، ولی ناچار شدم آنجا با چادر و مقنعه بنشینم، چون باید احتیاط میکردم که خانه ما را یاد نگیرد.
این گذشت تا یک شب در خانه ماندم. غروب بود که دو تا از دوستانم آمدند که به من سر بزنند. همسر یکی از آنها پاسداری بود به اسم آقای عدالتخواه. خانم ایشان با دختردایی یا دخترخالهاش آمدند دیدن من و گفتند همسرم پاسدار شب است. میشود امشب پیش تو بمانیم؟ من خجالت کشیدم بگویم حاج حمید گفته است شب در خانه نمان و به ستاد مقاومت برگرد، چون من شبها میرفتم و در ستاد مقاومت میخوابیدم.
**: بعد از شناسایی شدن.
همسر شهید: بعد از قضیه دادگاه انقلاب. گفتم باشد، بمانید. شب داشتم دیالوگهایم را در کاغذ جدایی مینوشتم که حفظ کنم. رختخواب آنها را انداخته بودم و آنها خوابیده بودند. احساس کردم چشمهایم سنگین شدند. برقها را خاموش کردم و در تاریکی داشتم به دیالوگها فکر میکردم و داشت خوابم میبرد که یکمرتبه احساس کردم نگاهی رویم سنگینی میکند.
در حالتی که داشتم در ذهنم کارهایم را مرور میکردم، احساس کردم انگار یک چیزی به من نزدیک است. حس میکردم کسی در نزدیکیام دارد نفس میکشد. چشمهایم را باز کردم و یک مرد هیکلدار و تنومند را در لباس فرم در تاریکی تشخیص دادم که بالای سرم ایستاده است. ما از خانه مادر حاج حمید یک پنکه دستی آورده بودیم که چراغ خواب داشت. وقتی برقها را خاموش میکردم دکمه چراغ خواب پنکه را میزدم. این روشن بود و در نور این چراغ خواب او را دیدم که چیزی هم در دستش بود. نمیدانم چه فکری کرده بود. شاید فکر کرده بود حاج حمید آنجا خوابیده است. همین قدر میدانم که در کف دستش یک عکس بود و به آن نگاه کرد.
[باید ۴۰۰ دختر ضدانقلاب را بازجویی میکردم!]
حاج حمید برای دفاع شخصی از خودم به من یک کلت داده بود که آن را زیر متکایم میگذاشتم. همین که فریاد زدم کی هستی؟ دو تا مهمانهایم از خواب پریدند و چشمشان که به او افتاد، صدایشان را به سرشان کشیدند و شروع کردند به جیغ کشیدن. آن آقا وقتی دید اینها دارند جیغ میکشند، رفت.
خانه ویلایی بود و اتاقی که ما در آن بودیم پنجرهای شبیه به در داشت. کلت را برداشتم و گلنگدن آن را کشیدم و آن در را باز کردیم و دنبال آن آقا دویدم. بعداً که حاج حمید ماجرا را شنید خیلی ناراحت شد و گفت این چه کاری بود که کردی؟ شاید آنها چند نفر بودند و تو را میگرفتند. کار خیلی خطرناکی کردی. سر این قضیه بود که گفت خانه لو رفته است و شما نباید در این خانه تنها بمانی.
قبل از آن هم یک بار مادر حاج حمید آمده بود به ما سر بزند. من خانه نبودم. روز قبلش از محل کارم رفته بودم روستا سری به خالهام ـ مادر حمید ـ بزنم و خواهر حمید همراهم آمد. آن زمان خانههای اهواز کولرهای امروزی را نداشت، بلکه کولرها داخل پنجره بودند. خانهها هم خانههای مصادرهای و لوکس بودند و هر اتاقی کولر جدا داشت. جای کولر هم باز بود. خواهر حمید گفت من دیدم دو تا دست از جا کولری آمد داخل و شروع کرد به جیغ کشیدن. تازه میخواستم بروم حمام که صدای جیغ او را شنیدم و سریع بیرون آمدم و پرسیدم چه شده است؟ گفت همین الان دو تا دست دیدم که از جا کولری آمد داخل.
**: یعنی از دریچه کولر آمده بودند داخل.
همسر شهید: خانه ۵۰۰ متری بود و جلویش دیوار نداشت، بلکه نردههای خیلی بزرگی داشت. بعد یک حیاط بزرگ بود و یک راهرو داشت که منتهی میشد به انتهای ساختمان که اتاق سرایدار بود با سرویس بهداشتی ایرانی، ولی داخل خود ساختمان که وارد میشدید دو تا اتاق خواب بود و یک پذیرایی، یک هال بزرگ و انتهای ساختمان یک هال کوچک و دو تا اتاق خواب و آن سمت هم آشپزخانه بود. خانه خیلی بزرگی بود. اینها یکسری خانههایی بودند که سپاه مصادره کرده بود. یادم هست قبضهای برقی که میآمد به اسم ناهید سیمانتو و الیزا سیمانتو بود. یکسری مستکبرهای زمان شاه در این خانهها مینشستند که بعد از انقلاب فرار کردند و به خارج از کشور رفتند.
خواهر حاج حمید از جای کولری دو تا دست مرد را دیده و جیغ کشیده بود. عصر بود و ترسیدم شب را در خانه بمانیم و همراه خواهر حاج حمید رفتیم به خانه مادرم و شب را آنجا ماندیم.
*سمیه عظیمی ستوده کاشانی

به گزارش صبح الوند، امروز هیچ تصمیمی در منطقه بدون محور مقاومت گرفته نمی شود، و این جریان مقاومت، امنیت ایران را عمق بخشید.
ایرج مسجدی سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در عراق درباره نقش حاج قاسم در تقویت جبهه مقاومت و مبارزه با گرو های های تروریستی در منطقه گفت: حاج قاسم چون یک استراژیست امنیتی بودند از زمان ورد به نیروی قدس محور مقاومت را به طور جدی در دستور کار قرار دادند.
وی افزود: در مقاومت فلسطین، لبنان و در یمن و افغانستان عراق، سوریه و غیره جریان مقاومت را از جهات مختلف سیاسی فرهنگی و عملیاتی و لجستیک کاملا حمایت کردند و قدرت بازدارندگی را در جببه مقاومت ایجاد کردند. معادله نزاع را در منطقه تغییر دادند.
وی با بیان اینکه معادله نزاع در منطقه را تغییر دادند گفت: در تمام جنگ های علیه مسلمانان بخصوص در شامات صهیونیست ها پیروز میدان بودند و مناطق وسیعی را از دست دادند اما بعد از ورود ایشان مقاومت عملا در اولین جنگهای صهیونیست ها کاملا شکست خوردند به طوری که حتی برای قبول آتش بس این مقاومت بود که شرط تعیین کرد.
سفیر سابق ایران در عراق گفت: بعد از ورود حاج قاسم مبارزه با سنگ و تیرکمان تبدیل به توانمندی های قدرتمند موشکی و پهبادی در منطقه شد.
وی افزود: راهبرد و استراتژی سهید از لحاظ آموزشی و اقدامات مستشاری برای مقاومت قدرت افزایی ایجاد کردند که نتیجه آن از بین برد تروریست در منطقه بود.
مسجدی با اشاره به اینکه شهید سلیمانی نیروی مقاومت را تقویت کرد گفت: با حضور مستشارانی که همکاران شهید سلیمانی بودند توانستند قدرت فزآینده ای را ایجاد کنند و معادله جنگ عوض شد.
وی تاکید کرد: امروز یک قدرت بزرگ و هم پیمان و هم گرا و علاقمند به جمهوری اسلامی در منطقه ایجاد شده و جلوی حرکت های استکباری را گرفته است.
مسجدی گفت: امروز هیچ تصمیمی در منطقه بدون گروه مقاومت گرفته نمی شود، جریان مقاومت امنیت ایران را عمق بخشیدند.
سفیر سابق ایران در عراق افزود: امروز با این موضوع مواجه هستیم که جریان مقاومت تبدیل به یک قدرت بلامنازع شده و هنوز جای زیادی برای قدرت افزایی دارد.
وی گفت: نهال نوپای مقاومت امروز به یک درخت تنومند تبدیل شده است و در آینده نیز می تواند قدرتش چند برابر شود.
انتهای پیام/ آ

به گزارش صبح الوند، دو زندانی جرائم غیرعمد توسط هیات زینبیون(فعالان رسانهای استان همدان) به نیت سردار قاسم سلیمانی آزاد و به آغوش خانواده بازگشتند.
یکی از این زندانیان ۳۸ سال داشت که با کمک ستاد دیه آزاد شد و نفر دیگر نیز جوانی ۳۵ ساله بود که از طریق انجمن حمایت از زندانیان و مشارکت خیرین طعم شیرین آزادی را چشید.
مدیرعامل ستاد دیه استان همدان در این خصوص اظهار کرد: اصحاب رسانه و هیات زینبیون(فعالان رسانهای استان همدان) همزمان با ایام فاطمیه و سومین سالروز شهادت سردار دلها حاج قاسم سلیمانی اقدام به انجام کار خیر آزادی زندانی کردند.
یداله روحانی منش افزود: یکی از زندانیان با مبلغ بدهی ۴۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در بند بود که بخشی از آن توسط هیات زینبیون و بقیه توسط ستاد دیه استان تامین و در هفته جاری از زندان آزاد شد.
وی اظهار کرد: با پیگیری ستاد دیه و کمک خیرین و مردم نیکوکار ۶۰ زندانی به مناسبت سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی از زندانهای استان همدان آزاد شدند.
روحانیمنش افزود: مجموع بدهی این ۶۰ مددجو حدود ۱۵۴ میلیارد ریال بود که ۲۲ میلیارد ریال آن با پذیرش اعسار، قسط بندی شد.
وی با بیان اینکه ۸۸ میلیارد ریال آن از سوی شکات پرونده بخشیده شد، اظهار کرد: چهار میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال از سوی خانواده زندانیان تامین و به شکات پرداخت شد. مدیرعامل ستاد دیه استان همدان از پرداخت ۲۳ میلیارد ریال تسهیلات بانکی و ۱۶ میلیارد ریال به صورت بلاعوض به منظور تسویه بدهی این ۶۰ زندانی و مختومه شدن پرونده قضایی آنان خبر داد.
روحانی منش با بیان اینکه سه نفر از زندانیان آزاد شده زن و بقیه مرد هستند گفت: دو نفر از آزادشدگان به علت ناتوانی در پرداخت دیه ناشی از حوادث کار، ۴۴ نفر محکومیت مالی و هشت نفر به علت عجز در پرداخت مهریه زندانی شده بودند. وی در ادامه گفت: از ابتدای سال تا پایان آذرماه ۱۹۵ زندانی غیرعمد با بدهی حدود ۵۷۷ میلیارد ریال از زندانهای استان آزاد شدند.
روحانیمنش افزود: از این تعداد ۱۶۳ نفر مرد و ۱۸ نفر زن بودند که ۸۴ میلیارد ریال کمک بلاعوض از سوی ستاد دیه به آنها پرداخت شده و بقیه بدهی نیز در قالب گذشت شاکیان، نقدینگی مددجویان، پرداخت وام، تقسیط بدهی و صندوق تامین خسارتهای بدنی تامین شده است.
انتهای پیام/

به گزارش صبح الوند، دکتر محمدمهدی مجذوبی رییس دانشگاه علوم پزشکی همدان در جلسه ستاد جوانی جمعیت دانشگاه با اشاره به لزوم ایجاد حساسیت در جامعه و دغدغهمندی در پرسنل بهداشت و درمان اظهار کرد: باید بپذیریم جامعه دچار چالش جوانی جمعیت شده و آینده کشور با این چالش دچار مخاطره خواهد شد بنابراین لازم است با نگاهی فراسازمانی در این موضوع تلاش کنیم. وی بیان کرد: دانشگاه در ساختار خود، احداث 110 واحد خوابگاه متأهلین را دستور کار قرار داده است که 30 واحد افتتاح شده و 20 واحد دیگر به زودی به افتتاح میرسد و ساخت 60 واحد دیگر نیز در دستور کار قرار دارد.
مرکز تحقیقات مادر و کودک مکلف به بررسی و ریشه یابی علل ناباروری استان شد
رییس دانشگاه علوم پزشکی همدان در ادامه بر مأموریتگرایی مراکز تحقیقاتی دانشگاه تأکید و تبیین کرد: مراکز تحقیقاتی دانشگاه باید به مسائل مهم سلامت جامعه از جمله موضوع جمعیت، نازایی، سقط جنین و ... ورود کنند تا نتایج تحقیقات و فعالیت آنها در رفع چالشهای بهداشت و درمان در جامعه به کار گرفته شود. وی با اشاره به اینکه آمار نازایی استان از 10درصد به 15درصد رسیده است گفت: چنانچه بررسیها و تحقیقات دانشگاهی در این مهم به کار گرفته شود و علل این موضوع ریشهیابی گردند در حوزههای درمان و پیشگیری موفقتر خواهیم بود به همین منظور مرکز تحقیقات مادر و کودک دانشگاه مکلف به بررسی این موضوع کردیم. دکتر مجذوبی در پایان با اشاره به لزوم افزایش بهرهمندی از ظرفیت بسیج جامعه پزشکی در اجرای قانون جوانی جمعیت و صیانت از خانواده، خاطرنشان کرد: در حال حاضر که فضای رسانهای هم نسبت به چالش جدی جوانی جمعیت حساس شده میتوانیم با برگزاری همایشهای بزرگ ملی در استان، نگاههای بیشتری را به این حوزه متمرکز کنیم.
راه اندازی مراکز سطح۲ ناباروری در همدان و ملایر
در بخش دیگری از این جلسه، دکتر طهماسبی معاون درمان دانشگاه نیز از افتتاح دو مرکز ناباروری سطح2 در آیندهای نزدیک خبر داد و افزود: این مراکز در بیمارستان فاطمیه همدان و بیمارستان مهر ملایر مستقر میشوند و با دستور وزارت بهداشت، امکانات و شرایط لازم نیز برای اراهاندازی این دو فراهم خواهد شد. وی با اشاره به لزوم اجرای طرح تعرفهگذاری خدمات مامایی عنوان کرد: با اجرای این طرح و افزایش نیروی طرحی و مامایی بخشی از بندهای مربوط به قانون جوانی جمعیت، اجرایی میشود. دکتر بابک یوسفی معاون توسعه مدیریت، منابع و برنامهریزی دانشگاه نیز به اختصاص یک میلیارد تومان اعتبار در راستای اجرای بند 7 قانون جوانی جمعیت پیرامون ضرورت احداث خوابگاه متأهلین اشاره کرد و گفت: همچنین در این خصوص بخشی از املاک و منازل سازمانی دانشگاه به کارمندان و اعضای هیئت علمی دارای دو یا چند فرزند اختصاص داده شده که طی رایزنیهایی با واحد حقوقی و املاک درصدد گسترش حمایتها در این بخش هستیم.

به گزارش صبح الوند، وی با اشاره به فعالیت گروه های تکفیری گفت: در سوریه و عراق گروه های تکفیری زیادی وجود داشتند که موفق شدند بخش های عمد ای از خاک سوریه و عراق را به تصرف خود در آورند.
کارشناس تحولات غرب آسیا گفت: سر آمد این گروهها داعش مخفف دولت های شام و عراق بود که دو رودخانه مهم دجله و فرات نیز در اختیار انها قرار گرفت، همچنین منابع نفتی، زمین های حاصل خیز که جمعیت زیادی هم در این مناطق بودند و از طرف دیگر این گروه بصورت مخفی نبود و در شهرهای مختلف مستقر بودند.
وی ادامه داد: عملیات های داعش پدیده بی سابقه ای بود که از نظر حجم خشونتی که به کار می بردند و هم از نظر کمیت و کیفیت ونوع شکنجه ای که به نمایش می گذاشتند.
اسداللهی بیان داشت: ایران خوشبختانه با علت رشادت های شهدای مدافع حرمش و حاج قاسم از داعش مصون ماند، که نقش سردار سلیمانی در این رهگذر بی بدیل بود.
وی تاکید کرد: سردار سلیمانی که جو کشور هنوز معطر است به یاد ایشون، نقش ویژه ای در دفع گروه های تروریستی داشت و شبهاتی در خصوص ورود ایران به سوریه وجود دارد.
کارشناس مسائل لبنان گفت: در سال 2011یک انقلابی را در تونس شاهد بودیم و این حرکت در کشورهای مختلف عربی مصر یمن بحرین لیبی شروع شد و حرکت مردمی بود که علیه حکام مستبد شروع شد.
وی گفت: که با دخالت کشورهایی چون عربستان و هزینه هایی که کردند به حرکتی ویرانگر تبدیل شد و در تونس وضعیت آشفته در مصر همچنین در یمن با جنگ وحشیانه امارات و عربستان جنگ خارجی است و در بحرین هم سرکوب شد.
کارشناس برجسته مسائل خاورمیانه گفت: اما در سوریه تحولات با یک فاصله دو ماهه از سقوط مبارک اتفاق افتاد. وی گفت: خاطره ای از سید حسن نصرالله زمانی که در لبنان بودم شخصا از ایشون شنیدم.
زمانی که مبارک سقوط کرد خیلی خوشحال بودیم چرا که 29 سال به جهان اسلام خیانت کرد و نوکر امریکا و انگلیس بود که 18 روزه مبارک سقوط کرد.
در شبی که شاد از سقوط مبارک بودیم سردار سلیمانی از تهران تماس گرفت و گفت حواستون به سوریه و وضعیت بشار اسد باشد.
اسداللهی گفت: در سوریه یکی بحث نارضایتی ها بود 22 کشور عرب داریم که در هیچ کدام دموکراسی وجود ندارد در سیاست داخلی همه کشورهای عربی شبیه یکدیگر هستند.
وی ادامه داد: اما در سیاست داخلی در بحث اجتماعی سوریه وضعیت بسیار خوبی نسبت به سایر کشورهای عربی داشت، اما آن چیزی که در سیاست خارجی مهم است سوریه کاملا در سیاست خارجی متفاوت بود، کشور مستقلی بود و طرفدار مقاومت، ضد اسراییل، طرفدارآزادی فلسطین هم بود.
کارشناس سیاسی افزود: آن چیزی که ایران از سوریه حمایت می کرد سیاست خارجی سوریه بود اما به سیاست داخلی آن دخالت نمی کرد، سوریه در واقع پیوند جغرافیایی را برای ایران و فلسطین ایجاد می کند.
وی افزود: سوریه هم می توانست در سیاست داخلی ایران دخالت کند همان طور که صدام دخالت می کرد، اما این کار را انجام نمی دادند. اسداللهی تاکید کرد: سوریه در جنگ تحمیلی به ایران خیلی کمک کرد که برخی بیان شد اما خیلی از کمک ها پنهان ماندند، اسد خدمات زیادی انجام داد.
وی ادامه داد: زمانی که اوضاع سوریه به هم ریخت پاسخ به خدمات آنها را می خواستیم انجام دهیم و جمگ سوریه یک نبرد داخلی جهانی بود.
اسداللهی افزود: یکی از تهمت هایی که می زنند وقتی اوضاع در سوریه بهم ریخت ایران سریع به کمک علوی سوریه رفت، خوب علوی یکی از فرقه های شیعه است، یکی از شبهات که دشمن مدام در رسانه هایش بیان می کند می گویند ایرانیان شیعه به کمک علوی ها رفتند تا سنی کشی راه بیاندازند، و تکفیری ها روی موج نارضایتی ها سوار شدند و به این دلیل گرو های تکفیری ایجاد شدند که در اینجا پاسخ این شبهه داده می شود.
وی گفت: در اسفند 89 اعتراضات در سوریه آغاز شد ، ایمن ظواهری القاعده خردادماه 1390 دو پیام داد که یکی مخفی و یکی علنی بود که سوریه به میدان جهاد تبدیل شده که واجب است بر هر کسی شرکت کند.
کارشناس مسائل خاورمیانه اوضاع دولت ها را در ادامه این چنین بیان می کند: دولت اسلامی در عراق آن زمان ایجاد شده بود و رهبرش ابوبکر بغدادی بود که شاخه اصلی القاعده در عراق بود، در اینجا بود که پیام به ابوبکر بغدادی پیام داد یکی از یارانش
که در سوریه باشد بفرست تا در سوریه ابومحمد جولانی القاعده را ایجاد کند. شهریور 1390گروه اخوان المسلمین سوریه اعلام جنگ مسلحانه علیه دولت سوریه کرد. آذرماه 1390ابومحمد جولانی که به سوریه برگشته بود تشکیلات راه انداخته بود و در آذرماه اولین عملیات خود را از طریق یک انفجار یک ماشین بمب گذاری شده در میدان اصلی و شلوغ شهر انجام داد و جبهه النصره اعلام موجودیت کرد.
در دی ماه1390 سردار شهید حسین همدانی به دستور سردار حاج قاسم وارد سوریه شدند تا کار مستشاری را شروع کنند یعنی ایران بعد از گروه های تکفیری وارد شد نه اینکه قبل از آنها در ابتدا ارتش سوریه زیاد با مستشاران همکاری نمی کرد چرا که زیاد احساس خطر نمی کردند، که سردار همدانی نزد مقام معظم رهبری رسیدند که سوریه همکاری نمی کنند و آقا فرمودند صبر کنید زمانی که احساس خطر کنند خودشان درها را روی شما باز می کنند.
در پاییز1391 کار مستشاری در واقع شروع شد و شهر دمشق از سقوط نجات پیدا کرد، این جنگ چریکی و شهری بود در صورتی که سوریه جنگ کلاسیک را آموزش دیده بود اما جمهوری اسلامی تجربه این جنگ را داشت. چرا که در غرب تجربه جنگ چریکی و در جنوب تجربه جنگ کلاسیک را داشتیم.
سردار سلیمانی درگیری اش با تکفیری ها از جنوب شرق ایران شروع شده بود چرا که بعنوان فرمانده نیروگاه قدس چندین سال متوالی بعد از جنگ تحمیلی با آنها مبارزه کرد و در عراق صدام که سرنگون شد، سپهبد سلیمانی با گروههای تکفیری درگیر شد و اخبار منتشر نمی شد چون معمولا اخبار تروریستی بود. سردار سلیمانی 8 سال در عراق با گروه های تروریستی مبارزه کرد و شناخت ویژه ای روی آنها داشت.
کار مبارزه با آنها بسیار سخت بود چرا برای فرار نیامده بودند و می جنگیدند تا کشته شوند. انفجار سامرا و حرم مبارک امامین عسگرین بود بسیار ضد انسانی بود و آنجا را محل شرک می دانستند، مدافعین حرم نه تنها از شیعه ها بلکه از جهان انسانیت بود چرا که وحشی ترین خشونت ها را انجام می دادند.
انتهای پیام/ آ

به گزارش صبح الوند، هنوز آفتاب طلوع نکرده بود که خیلی از مردم خبر را از دوستان و آشنایان شان شنیدند، شهادت سرباز ولایت و امت اسلام انقلاب و ایران حاج قاسم سلیمانی توسط بالگردهای امریکا دیگر کسی بی خبر نبود، خبر سنگین بود اما حماسه ای بزرگ هم در راه بود.
حاج قاسم رفته بود ی لحظه تلخ، یک نقطه عطف تاریخی که یک طرف آن اندوه بود و سوی دیگرش حماسه. اندوه از این بالاتر که فرمانده شجاع و دلیر دیگر در بین ما نبود، حاج قاسم مظهر یک خیر مشترک بود فرقی نمی کرد ایرانی باشی یا عراقی،مسلمان باشی یا مسیحی یا حتی ایزدی، این خیر مشترک مثل حرارت و گرمای آفتاب به همه یکسان می تابید، همین هم باعث شده بود که فقدانش اندوه بزرگ را پدید آورد.
سمت دیگر این فقدان اما یک حماسه بود، حاج قاسم مظهر یک صدا هم بود صدایی برآمده از اعماق وجود آدمهایی با رنگ و زبان و مذهب و قوم متفاوت که انعکاس یک فطرت واحد بودند، فطرتی علیه ظلم و استکبار 5 روز تشیع با شکوه و تاریخی پیکر قطعه قطعه پژواک این صدا بود، صدایی که نه شرایط سخت اقتصادی مانع شنیدنش می شد و نه لج پراکنی های بوق های رسانه ای ابلیس، این صدای مردم بود، مردمی که عصاره همه فضایل و خوبی ها و فطرت شان جمع شده بود در شخصیت یک قهرمان.
میلیونها ایرانی از اقوام و زبان و فرهنگ های مختلف پای تشیع پیکر کسی آمدند که هیچ جا دنبال اسم و رسم خودش نبود، اصلا خودش را نمی دید. اصلا نمی خواست چیزی جز خدا در میان باشد.
انتهای پیام/ آ

به گزارش صبح الوند؛ حسین ربیعی مسئول سازمان فضای مجازی سپاه انصار الحسین (ع) استان همدان در خصوص تبیین مکتب حاج قاسم گفت: 13 دی ماه 1398 واقعه تلخی در فرودگاه بغداد رقم خورد و دست جنایتکار نظام استکبار به خون فرماندهان آغشته شد.
وی افزود: حاج قاسم و ابومهدی همچنین یاران و همرزمانشان به دست خود شیطان بزرگ به شهادت رسیدند، که دو هفته بعد از آن مقام معظم رهبری در نماز جمعه 27 دی ماه اقامه شده به تبیین دامنه پرداختند که این نماز جمعه نکات قابل تاملی دارد.
مسئول فضای مجازی سازمان فضای مجازی سپاه انصار الحسین (ع) در آن خطبه ها به ایام الله اشاره کردند و تشیع میلیونی سردار دلها بود، بعد از آن هم هدف قرار دادن بزرگترین پایگاه نظامی امریکایی ها یعنی عین الاسد که هیمنه و غرور امریکایی ها را در هم شکست.
وی گفت: حضرت آقا از کلید مکتب حاج قاسم استفاده کردند، منظور از مکتب حاج قاسم این است که افراد مثل حاج قاسم رشد کنند و در نهایت با شهادت دنیا را ترک کنند، با دست جنایتکار خود شیطان بزرگ به شهادت رسیده ویژگی های مکتب حاج قاسم ویژگی های مختلفی دارد که به طور خاص دنبال بیانات حاج قاسم می رویم.
حداقل 12 ویژگی وجود دارد که در سال 76 وقتی حضرت آقا حاج قاسم را به عنوان نیروی قدس منصوب می کند وی را شهید زنده خطاب می کند، علاوه بر آن نیز سیره عملی شهدا در زندگی حاج قاسم کاملا مشخص بود.
در 12 دی ماه سال 1398 سردار شهید قاسم سلیمانی نمونه ای تربیت یافته از مکتب امام ره بودند و شهادت پاداش تلاش بی وقفه او در تمام این سالها بود.
شهید سلیمانی چهره بین المللی مقاومت است و تمام محور مقاومت خونخواه او هستند.
نکته دیگر آن که مردم قدر حاج قاسم را دانستند و این ناشی از اخلاص او بود، چرا که اخلاص از ویژگی هایی است که خداوند در این دنیا مزدش را می دهد.
تشیع باشکوه از کاظمین تا نجف و کربلا، هر کدام جمعیتی غیر قابل باور داشت.
یکی دیگر از خصوصیات حاج قاسم در مسایل داخل کشور اهل حزب و جناح نبودند لیکن پر شدت انقلابی بود، ولایت مداری و جمهوری اسلامی یک کارخانه آدم سازی است.
شجاعت توام با تدبیر در میدان رزم و سیاست از او فرمانده ای جنگ آور در مسایل نظامی ساخته بود. انتهای پیام/ آ